ناشناخته ها

چند وقت پیش یه مقاله می خوندم که میگفت :
تو کشورهایی که دیکتاتوری برشون حاکمه یه کاری می کنن
که زن و مرد برای همدیگه ناشناخته باشن. در نتیجه هنگام انتخاب یکدیگر
فقط به مقوله شهوت برانگیز بودن توجه داشته باشند
 و از درک زشتی و زیبایی واقعی عاجز باشند
و در غیر  آن صورت در آینده خانواده هایی رو تشکلیل خواهند داد که
تاب استبداد را نخواهند داشت
و بنای آن خانواده براساس آزادی بنیان گذاشته خواهد شد .

  دیکتاتور ها دوست دارن زیر دستاشون کاری به کارشون نداشته باشند
تا خودشون هر جوری و هر طوری بخوان زندگی کنن
انتقاد و آگاهی زیر دستان دیکتاتور ها براشون سم و پاشنه آشیل محسوب میشه
آخه میگن کار کردن با آدمای احمق آسونتره و راحت میشه بازیشون داد
و به هر سمت و سویی سوقشون داد!!!

سوال...

از طرف حسین و قوچ  به یه بازی دعوت شدم و همه دوستان دعوت هستن .
در واقع یه مجموعه سوال هست که دوستان می بایست بهش جواب بودن یه توضیح کوچیک هم در موردش نوشتم برای اطلاعات بیشتر به این لینک سر بزنید
"ماکس فریش نویسنده‌ی پرسشگرا در سال‌های 1967 تا 1971 مجموعه پرسش‌هایی مطرح کرد که اینها با تلاش ناشرش آقای اونزلد، (مدیر سورکامپ) انتشار یافت. مطبوعات و دانشگاه‌ها در طول 20 سال گذشته این پرسش‌های ادبی فلسفی اجتماعی را در اختیار نویسندگان و فیلسوفان و هنرمندان قرار داده‌اند تا پاسخ دریافت کنند. پرسش‌های ماکس فریش در کشورهای آلمانی زبان همواره مطرح بوده و پاسخ‌ها نیز معمولاً شگفتی آفریده است."


1- آیا مطمئنید که حفظ نوع بشر، وقتی شما و آشنایانتان دیگر نیستید برایتان اهمیت دارد؟
برایم اهمیتی ندارد

۲ – مختصر بگویید چرا؟
جایی می خوندم می گفت " ابدیت یعنی زمانی که شما هستید نه یک میلیون سال پس از مرگ خورشید و نه یک ثانیه پس از آن هرکسی مفهوم این جمله را درک کند نه دروغ می گوید و نه ظلم می کند ."


۳ – چند تا بچه از شما به دلیل ارادهٔ شخصیتان به دنیا نیامده‌اند؟
هنوز هیچی فعلا مجردم

۴ – ترجیح می‌دهید با چه کسی هرگز روبرو نمی‌شدید؟


۵ – آیا مقابل فردی که شما در موضع ناحق هستید، و او لازم نیست که از این قضیه اطلاع داشته باشد، از چه کسی تنفر دارید؟ از خودتان؟ یا آن فرد؟
در واقع جواب باید خودم باشم .

۶ – دوست دارید حافظهٔ مطلق داشته باشید؟
نه بخاطر داشتن همه چیز ها یه جورایی خیلی ناخوشاینده اما اینکه بخاطر داشتن خاطرات باعث تکرار نکردن اشتباهات بشه خیلی خوبه

۷ – اسم سیاستمداری که مرگش به دلیل بیماری، تصادف و غیره در شما امیدی برمی‌انگیزد چیست؟ یا فکر می‌کنید هیچکس غیرقابل جایگزینی نیست؟
در واقع مرگ یک سیاستمدار چاره کار دنیا نیست در واقع مرگ یک شیوه باعث امید میشه یا بهتر می تونم بگم بوجود آمدن یک قرارداد اجتماعی موثر بهترین شیوه برای زندگی بشریت هستش

۸ – چه کسی هست که مرده و دوست دارید او را دوباره ببینید؟
کوروش کبیر

۹ – در مقابل چه کسی را دوست ندارید ببینید؟
خیلی ها هستن در واقع نمی تونم کسی خاصی رو بگم

۱۰ – دوست داشتید متعلق به یک ملت و یا (فرهنگ) دیگری بودید؟ و کدام؟
جای خاصی رو نمی تونم بگم بیشتر دوست دارم جایی بودم
با خصوصیاتی که دوستشون دارم در واقع اتوپیام رو دوست دارم داشته باشم

۱۱- دوست دارید به چه سنی برسید؟
در واقع زندگی طول و عرض داره و دوست دارم مساحت بدست اومده یک چیز دلخواه باشه و دیگر اینکه چه جوری تموم شدن پایان زندگی هم خیلی مهمه و دوست دارم خیلی خوشایند باشه در واقع هر لحظه لحظه زندگی باید خوشایند باشه نمیشه گفت جوانی بهترین دورانه هر دورانی از زندگی لطف خاص خودشو داره

۱۲ – اگر قدرت این را داشتید فرمانی بدهید که حالا به نظرتان صحیح است، آیا امروز بر خلاف نظر اکثریت این فرمان را صادر می‌کردید؟ بله یا نه؟
بله
۱۳ – چرا نه؟ اگر به نظر شما صحیح است چرا نه؟


۱۴ – شما از یک جماعت راحت‌تر متنفر هستید یا از یک شخص؟ و دوست دارید تنها متنفر باشید یا جمعی؟
شخص و جماعت مهم نیست بیشتر خصوصیت اون جمع یا جماعت مهمه

۱۵ – کی از باور اینکه عاقل‌تر می‌شوید دست کشیدید؟ یا اینکه هنوز بر این باور هستید؟ چند سالتان است؟
در واقع نمیشه زمان خاصی رو  تعیین کرد و عاقل شدن  یک روند و فراینده و در گذر زمان انسان می تونه بهتر بشه  , بله هنوز بر این باور هستم هستم , 32

۱۶ – انتقاد شخصیتان نسبت به خودتان شما را متقاعد می‌کند؟
بله, در واقع این فرای انتقاد پذیری و مشورت با دیگران میشه

۱۷ – فکر می‌کنید از چه کار شما دیگران می‌رنجند؟ و خودتان چه چیزی را به دل می‌گیرید؟ و اگر این دو موضوع یکسان نیست، شما برای چه چیزی ترجیحاً تقاضای بخشش می‌کنید؟
فک کنم از بدقولیم باشه البته دوستان دیگه عادت کردن معمولا کاری از بخوام مجبورن چند روز صبر کنن,  سعی می کنم در اینجور مواقع از دلش دربیارم .

۱۸ – اگر همینجوری تصور کنید که هرگز به دنیا نیامده بودید، آیا این فکر خاطر شما را آشفته می‌کند؟ بهیچ وجه آشفته نمی شدم

۱۹ – وقتی به مردگان فکر می‌کنید، دلتان می‌خواهد که فرد مرده با شما حرف بزند؟ یا دوست دارید شما چیزی به او بگویید؟
در واقع مکالمه بهتر از یک گفتگوی یکطرفه اس

۲۰ – عاشق کسی هستید؟
نه

۲۱ – از چه چیزی به این نتیجه رسیده‌اید؟
به قول معروف هنوز پروانه ای نشدم .

۲۲ – فرض براینکه تا کنون هیچ انسانی را نکشته‌اید، چگونه توضیح می‌دهید که تا به حال کار هرگز به آنجا نینجامیده است؟
در واقع تا حالا موقعیت اش پیش نیومده و این از اون چیزایی که می خوام هرگز اتفاق نیوفتده حتی فکر کردن بهش هم یه جورایی وحشتناکه و جزو خاطراتی میشه که هیچ وقت از ذهنت پاک نمیشه
یاد این جمله افتادم که کشتن دو جوره فیزیکی و غیر فیزیکی بعضی ها که شخصیت یک فرد رو خرد می کنن و  آسیب هایی که این فرد می بینه از قتل هم بدتره در واقع اینجوری طرف هزاران بار مرده .

۲۳ – برای خوشبختی چی کم دارید؟
عوامل زیادی هستن که باعث خوشبختی میشن گرچه میگن خوشبختی اون چیزایی که داری و موفقیت اون چیزایی که می خای بهش برسی
شاید اینجور بخای فک کنی همیشه خوشبختی و استرس و فشارشت کم میشه , میشه گفت خوشبختی لذت بردن از لحظه لحظه زندگی هستش

۲۴ – برای چه چیزی سپاسگزار هستید؟
در واقع میشه گفت برای اطرافیانم , خانواده ام و دوستانم و سلامتیم شکرگزار هستم.

۲۵ - بیشتر دوست دارید مرده باشید یا اینکه هنوز مدت زمانی به صورت یک حیوان سالم زندگی کنید؟ و کدام حیوان؟
انسان بودن رو ترجیح می دم گرچه خیلی سخته و همه اش با سختی و مصائب همراه هستش.

ارزش

شاید این سوال رو از شما پرسیده باشند و یا شما پرسیده باشید که :
دوست داشتی یه چش نداشتی اما میلیارد بودی؟!! 
یا دوست داشتی تو کشوری مثه عربستان تو یه خانواده ثروتمند به دنیا میومدی ولی
حق نداشتی گواهینامه بگیری بواسطه اینکه جنسیتت زن هستش ...(خواستم یه مثال خاص بزنم)
و یا سوالاتی از این قبیل....
جواب شما هرچی باشه می تونه این نکته رو یادآوری کنه بعضی چیز ها که در ظاهر اهمیت کمی دارند
و یا اهمیتشون برامون کم پیداست در این موقعه اهمیتش آشکار میشه
که داشتن این داشته ها اونقدر اهمیت داره که با هیچ چیز نمی خواهیم عوضش کنیم .
از این چیزای با اهمیت دور برمون فراونه فقط کافیه یه جور دیگه نگا کنیم.
در واقع این برمی گرده به نگرشمون از زندگی که واقعا ازش چی می خواهیم .

شرایط

امیل زولا یه جمله جالب داره که میگه
خوبی و بدی وجود نداره این شرایط که آدما رو وادار به انجام کارهایی میکنه که خوب یا بد می دونیمش..
به نظرم عقیده امیل زولا کاملا درست به نظر میرسه
اگه بخواهیم به خاطراتمون سر یزنیم و اعمال خودمون رو بررسی کنیم و یا کارهایی رو که دیگرون انجام دادن
با این نظر بسنجیم
به همین عقیده می رسیم
می بینیم که آدمای خوب هم ممکنه یه کارایی بکنن که ازشون بعیده
ولی اون شرایط خاص ناچارشون کرده تا یه کاری رو  انجام بدن که
با منطقشون ناسازگار هستش....

مهریه !!

امروز صبح بانک بودم
داشتم کارای بانکیمو انجام میدادم که گفتگوی طرف کناریم با یکی دیگه نظرمو جلب کرد!!
داشت به شوخی می گفت الانه اگه زنت رو بکشی بهتره از اینکه مهریه اش رو بدی
دیدم درست میگه مثلا  بعضی ها مهریه اشون هزار تا سکه اس با یه حساب سرانگشتی میشه
هفتصد میلیون در حالیکه دیه میشه پنجاه میلیون
قبلنا خونده بودم که تو خارج از کشور هنگامیکه زن و مرد به خوان از هم جدا بشن
هر درآمدی که پس از ازدواجشون کسب کرده باشند نصف میشه.
این به نظرم معقولتر به نظر میرسه تا چیزیکه تو کشورمون انجام میشه
اتفاقا این قانون منطقی هم به نظر میرسه چرا که حق تساوی رو به مفهوم کامل میروسونه !!!
پ ن: با این تحولات و بالا پایین رفتن نرخ ارز و سکه بجای اینکه احوال همدیگرو بپرسیم
میگیم سکه چطوره؟
ارز چطوره؟
یه جوری شده که همه دائما به فکرشون هستند.
پ ن 2: امروز وبلاگم پنج سالیگشو شروع کرد قبلش نظر خاصی در مورد وبلاگ نویسی نداشتم و به قول دوست وبلاگیم محمد مهدی "وبلاگ نویسی را دوست نداشتم! آن را بیهوده می انگاشتم ولی گویا به رسم سرای سپنج من نیز در آن خواهم نوشت. " و حالا این نوشتن جسته و گریخته جزو یکی از عادت های خوبم شده .

آن برف آمد !!!

بالاخره تهران برفی شد یکم دلتنگش شده بودم دیر کرده بود
یه جورایی پاییز امسال زمستونی شده بود و زمستون امسال پاییزی
اما این برف دیروز باعث شد حرفمو پس بگیر

برف نو، برف نو، سلام، سلام!
بنشین، خوش نشسته ای بر بام.
پاکی آوردی – ای امید سپید! -
همه آلوده گی ست این ایام.
راه شومی ست می زند مطرب
تلخ واری ست می چکد در جام
اشک واری ست می کُشد لب خند
ننگ واری ست می تراشد نام
شنبه چون جمعه، پار چون پیرار،
نقش هم رنگ می زند رسام.

مرغ شادی به دام گاه آمد
به زمانی که برگسیخته دام!
ره به هموارْجای دشت افتاد
ای دریغا که بر نیاید گام!
تشنه آن جا به خاک مرگ نشست
کآتش از آب می کند پیغام!
کام ما حاصل آن زمان آمد
که طمع بر گرفته ایم از کام…
خام سوزیم، الغرض، بدرود!
تو فرود آی، برف تازه، سلام
از : ا.بامداد
دانلود شعر با صدای ا .بامداد

موج سواری قیمت ها ....

خسته شدم از دست این نوسان قیمت ها
5 شنبه زنگ زدم قیمت گرفتم میگم اوکیه شنبه برام بفرست
میگه شنبه زنگ بزن دوباره قیمت بگیر ممکن گرونتر بشه ....
هرچی گرفته بشه خوبه ولی ثبات نه !!!!
اینجور پادر هوا بودن خیلی بده وضعیت اصلا مشخص نیست .
نمی دونم تاکی اینجوری میمونه...