نمایشگاه نقاشی
امروز با دوست و همکارم رفته بودم خانه هنرمندان یه نمایشگاه نقاشی بود
البته هر موقعه سر بزنی نمایشگاه هست
و به قول معروف سرت بی کلاه نمونه و می تونی با دیدن کردن از نمایشگاه لذت ببری
یه چیزی که واسه خودم مشخصه اینکه من نمی تونم هنرمند بشم و نقاشی بکشم ..
اما وقتی یه آثار هنری رو می بینم می تونم خودمو بذارم جای اون هنرمند
و تو اون لحظه که داره این اثر رو خلق کنه همراه بشم
و بتونم روحیه اون زمانه اشو درک کنم
و با تاثیرات مثبت و منفی اثرش همراه بشم
و اگه حتی بتونم از تششعات منفی که احیانا اون اثر داره همراه نشم .
اما هم فاز شدن با یک اثر و یا هم فاز شدن با بوجود آورنده اثر می تونه جالب باشه ....
البته هر موقعه سر بزنی نمایشگاه هست
و به قول معروف سرت بی کلاه نمونه و می تونی با دیدن کردن از نمایشگاه لذت ببری
یه چیزی که واسه خودم مشخصه اینکه من نمی تونم هنرمند بشم و نقاشی بکشم ..
اما وقتی یه آثار هنری رو می بینم می تونم خودمو بذارم جای اون هنرمند
و تو اون لحظه که داره این اثر رو خلق کنه همراه بشم
و بتونم روحیه اون زمانه اشو درک کنم
و با تاثیرات مثبت و منفی اثرش همراه بشم
و اگه حتی بتونم از تششعات منفی که احیانا اون اثر داره همراه نشم .
اما هم فاز شدن با یک اثر و یا هم فاز شدن با بوجود آورنده اثر می تونه جالب باشه ....
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 20:9 توسط علی
|
قصه گفتن خيلی هم سخت نيست...