قضاوت

یه مطلبی از پائیلو کوئیلو می خوندم تو کتاب اعترافات
می گفت یک انسان کافر به یک انسان مثلا دیندار ارجحیت داره از این جهت که
انسان کافر با وجدانش اعمالشو می سنجه
ولی یک انسان دیندار به واسطه ایمانی که داره دیگران رو مورد قضاوت قرار می ده
و این ایمانش در واقع اونرو تو یه حباب قرار میده
اما میشه گقت یا نتیجه گرفت که زیباتر از این اینکه اگر ایمان داشته باشی
و این باعث غرورت نشه
که باهاش دیگران رو مورد قضاوت قرار بدی
و از خودت غافل نشی
و  باعث بشه که بهت نهیب بزنه که
درسته که تو ایمان داری ولی می تونی اشتباه کنی
و اگر به عیوب خودت بپردازی وقتی برای قضاوت دیگران نخواهی داشت!!!
اون موقعه اس که به با ایمان بودنت  می تونی  افتخار کنی.

کوه پیمایی!!!

همیشه برای انجام دادن بعضی از کارها تصورم این بود که باید پا داشته باشم دی:
یعنی اینکه تنها قادر به انجامش نیستم
یکی از این کارها کوه رفتنه
تا حالا هربار که کوه رفتم با دوستان یا با خانواده بوده
اما امروز خواستم به خودم ثابت کنم که تنهایی هم میشه رفت کوه
و امروز ساعت 5 از خونه رفتم بیرون و تا ساعت نه و نیم تو کوه بودم
هنگام کوه پیمایی با خودم داشتم فک می کردم تنهایی اومدن هم بد نیست که یدفعه
تابلویی دیدم که نوشته بود "هرگز تنها کوه نروید"
یه جورایی همون لحظه جوابمو داد !!!!!
اما اینجور کوه پیمایی هم بد نبود یه جور خلوت با خودم بود و خانه تکانی ذهنی بود!!!
برگشتنی دیگه هوا خیلی تاریک بود و تو یه راهی قدم می زدم که تاریک تاریک بود و همچنین ترسناک
اما یه دفعه به ذهنم رسید که اگه این ترس رو تو ذهنم داشته باشم این ترس به اطرافم منتقل میشه
و این تشعشعات ذهنی خودش خطرناکه و همین باعث شد خودم به خودم آرامش بدم.
تو آخرای راه هم سگ ها داشتن پارس می کردن یه جورایی عین فیلم های هیجانی شده بود .
البته این پارس کردن هم دلیل داشت یه سری بچه که تو کوه بودن اونا پارس می کردن
سگ ها با اونا هم نوایی کردن دی:

چه خوبه که خیلی وقته .......

تا حالا شده چندبار به خودمون گفتیم :
چه خوبه خیلی وفته که سرما نخوردم .
یا چه خوبه که خیلی وقته جریمه نشدم.

و دقیقا کمی بعد ....
سرما می خوریم یا جریمه می شیم.
میشه گفت یه جورایی حالمون گرفته میشه
نتیجه اخلاقی اینکه  نباید درباره خوش اقبالی هامون
حتی با خودمون!!!!  صحبت کنیم !!
چون ممکنه شنیده بشه و یه جوری تلافی بشه!!!
و یا میشه ممنون این خوش اقبالی بود و یه جورایی ممنوش بود که تا اینجا همراهمون بوده
و ازش متشکر بود ...
شاید این تشکر باعث بشه اونم از همراهی با ما پشیمون نشه ...