وایسم یا ادامه بدم ....

اینکه بدونی کجا باید وایسی و بی خیالش شی 
و کجا نباید بی خیالش بشی و ادامه بدی 
خیلی مهمه ......
اگه تو هر کدوم از حالت ها اشتباه کنی 
ممکنه فاجعه ای باشه تو زندگی تو....

تعقیب و گریز...

میگن دنیا مثه یه کلاس درس می مونه 
تا یک درس  رو پاس نکنی ولت نمیکنه تا بری به مرحله بعد ...
و اینقد تو اون کلاس درس  می مونی تا پاسش کنی ...
بعضی از مسایل هست که ماها ازش فرار می کنیم اما می بینم اون مسله یا مسائل باز دنبالمون میاد 
و تعقیبمون می کنه یا باید ازش رد شیم و
 یه جوری تو خودمون حلش کنیم و گرنه این تعقیب شدن رو باید یه جوری بپذیریم 
با خودمون حملش کنیم ....
و همزیستی مسالمت آمیز داشته باشیم 
و یا هرجوری شده از خودمون بکنیمش و بندازیمش بیرون 
تا چقد می تونیم موفق باشیم به خیلی چیزها بستگی داره......

بدون عنوان

اوریانالا فالاچی روزنامه نگار برجسته ایتالیایی, از وینستون چرچیل سوال می کند: 

" اقای نخست وزیر شما چرا برای ایجاد یک دولت استعماری و دست نشانده
به ان سوی اقیانوس هند می روید و دولت هند شرقی را بوجود می اورید,
 اما نمی توانید این کار را در بیخ گوشتان,
 یعنی در کشور ایرلند که سالهاست با شما در جنگ و ستیز است انجام دهید؟ "
وینستون چر چیل بعد از اندکی تامل پاسخ می دهد:"
برای انجام این کار به دو ابزار مهم نیاز داریم, که ان دو ابزار را در ایرلند در اختیار نداریم. "
روزنامه نگار می پرسد:" ان دو ابزار چیست؟ "
چرچیل پاسخ می دهد:
" اکثریت نادان و اقلیت خاین. "

هنوز بچه ان ....

امروز یه گزارش خبری می خوندم 
که یه جناح سیاسی به یه جناح سیاسی دیگه جواب میداد.
نا خوداگاه یاد دوران دبستان افتادم که تو  مدرسه معمولا دو تا بچه شر 
چند نفر رو دور خودشون جمع می کردن و یه جورایی بهم دیگه جولان میدادن 
بعضی موقعه ها با هم دیگه دعوا می کردن ...
یا اون یکی بچه شر نوچه اشو میفرستاد واسه دعوا 
بخام بسط بدم به بزرگ سالی همین سیاستمدار ها 
اون ها هم یه جورایی همون بچه شر قدیمین با همون خصوصیات 
فقط بزرگ شدن .....
و دارن با این افکارشون به جامعه اشون حکومت می کنند ......

رفتار و گفتار

ماها یه چیزایی هستیم ,که با گفتارمون خودمو نشون میدیم 
و یه چیزایی هم هست که، رفتارمون ماهارو به دیگرون نشون میده 
شاید این دومی مارو بیشتر نشون میده برای معرفی خودمون به دیگران 
و یه چیز دیگه هم  هست، چیزایی که تو گفتارمون دوست داریم خودمون معرفی کنیم 
ولی ناخواسته با رفتارمون خط بطلان بر اون ها می کشیم 
یه چیز های دیگه هم هست انعکاساتی هست که از خودمون بروز می دیم
و اونم باعث شناخت میشه 
مثلا این می تونه باشه وقتی با یکی بیرون هستید 
دارید باهاش قدم میزنید نا خواسته می بنید نگاهش به یه چیزی معطوف میشه
 که به ما گفته این چیزها براش مهم نیست 
و یا وقتی دارید با یکی حرف می زنید نا خودآگاه با گفتار شما رفتارهایی بروز میده که
 خودشو به شما نشون میده 
 این چیز ها طرف یا خودمونو به شخص دیگر لو میده ....

مدل مو...

اگه دقت کرده باشید سیاستمدار ها و یا یه سری افراد معروف مدل موشون و یا به طور کلی آرایششون 
در تمام طول عمرشون یک جوره ....
دلم می خواست ازشون بپرسم دوست ندارن یه تنوعی بدن و یه مدل دیگه ای واسه موهاشون بذارن
شاید یکجور بودن مدل مو و یا بعبارتی ثابت بودن یکنوع ثبات محسوب میشه 
و یا میشه گفت مرام سیاسی و افکارشون مثه مدل موهاشون ثابته  هیچ اصلاحی توش به کار نمی برن ...

بیست و یک چیز در بیست یک روز

میگن سه هفته طول میکشه تا یه عادت جدید رو در درون خودمون نهادینه کنیم ...
و این عادت جدید می تونه جزو ویژه گی های جدیدمون محسوب بشه .
و یا برعکس می تونیم یک عادتی رو که دوست نداریم تو این مدت انجام ندیم تا دیگه نداشته باشیم اش
منم یک لیست درست کردم که بیست و یک آیتم داره شامل چیزهایی که باید حذف و یا اضافه بشه ...
گاهی اوقات بدنیست از این لیست ها تهیه کنیم ..... شاید هم همیشه ...