هنوز بچه ان ....
امروز یه گزارش خبری می خوندم
که یه جناح سیاسی به یه جناح سیاسی دیگه جواب میداد.
نا خوداگاه یاد دوران دبستان افتادم که تو مدرسه معمولا دو تا بچه شر
چند نفر رو دور خودشون جمع می کردن و یه جورایی بهم دیگه جولان میدادن
بعضی موقعه ها با هم دیگه دعوا می کردن ...
یا اون یکی بچه شر نوچه اشو میفرستاد واسه دعوا
بخام بسط بدم به بزرگ سالی همین سیاستمدار ها
اون ها هم یه جورایی همون بچه شر قدیمین با همون خصوصیات
فقط بزرگ شدن .....
و دارن با این افکارشون به جامعه اشون حکومت می کنند ......
که یه جناح سیاسی به یه جناح سیاسی دیگه جواب میداد.
نا خوداگاه یاد دوران دبستان افتادم که تو مدرسه معمولا دو تا بچه شر
چند نفر رو دور خودشون جمع می کردن و یه جورایی بهم دیگه جولان میدادن
بعضی موقعه ها با هم دیگه دعوا می کردن ...
یا اون یکی بچه شر نوچه اشو میفرستاد واسه دعوا
بخام بسط بدم به بزرگ سالی همین سیاستمدار ها
اون ها هم یه جورایی همون بچه شر قدیمین با همون خصوصیات
فقط بزرگ شدن .....
و دارن با این افکارشون به جامعه اشون حکومت می کنند ......
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۹۲ ساعت 1:53 توسط علی
|
قصه گفتن خيلی هم سخت نيست...