نگاهی به خودمون

قبلنا وقتی فیلم های تاریخی مربوط به کشورمون رو میدیدم 

نصف کار میدیدم یعنی طاقت نمی اوردم که ببینم 

و شاهد اتفاقاتی باشم که کشورم رو به عقب رونده 

اما چند وقتیه به این نتیجه رسیدم 

این نگاه نکردن یک نوع فرار از واقعیت هست 

درسته آزارم میده 

و هنوز اون آزار هست 

اما با خودم گفتم 

چه نتیجه ای از این وقایع تلخ می تونم بگیرم 

تویه همه این وقایع تلخ تاریخی 

رد پای یک و یا چندین چیز به چشم می خوره 

مهمترینش این هستش که عدم آگاهی عوام نقش عمده ای در رخ دادن وقایع داشته 

و این وظیفه خطیر روشنفکران رو بیشتر از قبل گوشزد می کنه 

در پست بعدیم می خواهم به نقش حاکمان هم بپردازم

 

چالش درونی....

یه چیزی نوشتم بعدش پاک کردم 
اولش نوشتم همه ماها می خواهیم 
گفت شاید نشه به عام بسطش داد شایدهم بشه 
اینجوری می نویسم من می خواهم به چیزهایی که تو فکرمه جزو برنامه هایی که می خواهم برسم 
برسم
براش لیست تهیه کردم 
اما یه چیزی هست جلوی این کارو میگیره 
چند وقت پیش مطلبی از ونگ کوک خوندم که می گفت 
اگه می خواهید نقاشی بکشید و درون شماگفت نمی تونید 
اون بکشید تا بهش ثابت کنید می تونید 
به یه جایی باید رسید که (نوشتم باید خودم شک کردم بنویسم باید شاید اجباری نباید گذاشت)
که ضرورت اون کاری که حسش می کنی مهمه 
برات واجب بشه 
و برای خودت چالش برانگیز بشه 
همین الان داشتم می نوشتم 
دارم ...
ولی می خواهم عوضش کنم 
وقتی به خودمون دارم یا می خواهم انجام بدم 
به خودمون فرصت به عقب انداختن اون کارو میدیم 
شاید کلیدی ترین جمله ای که می تونم بگم اینکه 
اگه قصد انجام کاری داری 
همین الان پاشو انجامش بده
نه زمان دیگری
اگه خودمونو  منحصربه همین الان بکنیم به نتیج جالبی میرسیم 
یه چیزی که الان یادم اومد اینکه 
گاهی اوقات قصد پنهان ما 
جلوگیری می کنه از به رسیدن به اون قصد اشکاری که داریم 
شناخت اون چیزهای پنهان 
می تونه خیلی بهمون کمک کنه ...