عکاسی

یه پروژه نیمه وقت گرفتم اینکه باید سایت یه فروشگاه لباس رو آپدیت کنم
امروز قرار شد از لباسشون عکاسی کنم از من پرسیدن در موردش من بهشون گفتم بهتره
به کسی بگیم بیاد لباس ها رو بپوشه و بعد بخاطر اسلامیک شدن تو فتوشاپ درستش می کنیم
البته قرار شده در موردش فک کنه
ولی اگه کسی لباس بپوشه و عکاسی بشه عکسا روح پیدا میکنه تا تو تن مانکن باشه!!!!
خلاصه امروز قرار شد با مانکن عکس بگیرم
یه دوربین خوب بهم دادن و همچنین دوتا پروژکتور و یه پارچه سفید
مشغول عکاسی شدم البته عکسا زیاد خوب در نیومده باید تمرین کنم تا عکسا خوب بشه
در حین عکس گرفتن حس و حال این کسایی رو تو فشن هستن پیدا کردم
جالب بود برام . عکسام رو هم گذاشتم شما ببینید می دونم بد شده
مسئله اصلی تو عکاسی نورپردازی که حرف اصلی رو میزنه . یه چندتا مطلب سرچ کردم
تا بخونم تا عکس ها خوب شه .
پ ن 1: از یکی از دوستان پرسیدم به من گفت باید فاصله مانکن تا پرده یک متر و نیم و فاصله خودت با مانکن دو متر باشه باید امتحان کنم .
پ ن 2: عکسایی رو که گرفتم یعنی شاهکارمو تو ادامه مطلب گذاشتم

ادامه نوشته

تناسخ

بعضی چیزا هست باید خودت تجربه اش کنی.
اگه حتی صد نفرم بیان بگن این واقعیت براشون اتفاق افتاده ممکنه باورت نشه
و یا حتی ممکنه تو هم جزو اون چند صد نفر باشی اما بازم تردید داشته باشی
و بگی دچار توهم شدی و واقعیت نداره!!!
یه کتابی بود چند وقت پیش می خوندم به نام استادان بسیار زندگی های بسیار
که در مورد تناسخ صحبت می کرد
و ماجرای این کتاب اینجوری بود که
که یه دختر خانم آمریکایی بخاطر مشکلاتی که داشت
به روانپزشک مراجعه می کنه
و این روانپزشک با هیپنوتیزم معالجه اش می کنه
و با بردنش به دنیای کودکیش مسائلشو برطرف می کنه
اما بعد از چند مدتی دوباره به دکترش زنگ میزنه
و میگه کاملا معالجه نشده .
و دوباره  هیپنوتیزم میشه .
ولی بجای اینکه برگرده به دنیای کودکیش برمی گرده
به 400 سال قبل که اونجا یه مزرعه دار جوان بوده
و خلاصه با هیپنوتیزم های مختلف به دوران های متفاوتی برمیگرده
مثلا یه جا مرد بوده یه جا برده بوده و یه جا پادشاه بوده
اما فارغ از اینکه آیا  تناسخ درسته و یا نه !!!
یه چیزی وحشتناکه که بخواهیم این زندگی رو مون دوباره تجربه کنیم
تازه ممکنه تو یه جایی بدتر از اینجا متولد بشیم
اما یه عقیده جالب تناسخ اینکه
زندگی کنونی تو مشخص میکنه که زندگی بعدیت چطوری باشه
که اگر تو زندگی فعلیت انسان خوبی باشی
زندگی بهتری منتظرت خواهد بود
تا اونجایی که می دونم ادیان با تناسخ میونه ای خوبی ندارن
و اونو به کلی منکر میشن .
ولی یه جورایی تناسخ می تونه خیلی از تناقضاتی که شاهدش هستیم رو توجیه کنه
البته این عقیده خیلی فاشیستی مثلا می خوندم که
میگفتن کسایی که معلول به دنیا میان
نمیشه بهشون دلسوزی کرد چون تو زندگی قبلیشون یه کارایی کردن که مستحق این ماجرا هستن

البته یه انتقادی که به تناسخ میشه اینکه چرا ما ها هیچ ذهنیتی به زندگی های قبلیمون نداریم
میشه گفت شاید اینم شامل تکاملی باشه که
آدما آگاهیشون کامل میشه و یه موقعه ای و یا تو یه برهه ای از
زندگی های مختلفشون این آگاهی رو پیدا می کنن .
اما میشه گفت و یا می تونیم به زندگی فعلیمون مطئمن باشیم و اونو رو بهترین نحو بگذرونیم
و نگران زندگی های قبلیمون و زندگی های بعدمیون نباشیم
اما نمیشه اینو منکر شد که
رفتارهامون بازتابی در دنیای خودمون
و حتی یه جورایی ناعادلانه تر در زندگی بقیه خواهد داشت


پ ن1: موقعه ای که داشتم این مطلب رو می نوشتم برقمون رفت اتاق تاریک بود اما لپتاپم روشن
خیلی باتری لپاتمو دعا کردم وگرنه هرچی نوشته بودم پریده بود .
و این  چند سطر آخر بعد از اومدن برق نوشتم
پ ن 2: یه مطلب جالب در مورد قوانین کارما خوندم که اونو در ادامه مطلب گذاشتم
بعدا نوشت : در جواب به دوست عزیز "خودم" دو تا شعر از مولانا که یه جورایی به تناسخ ربط داره گذاشتم
از جمادی مردم و نامی شدم         وز نما مردم به حيوان سر زدم
مردم از حيوانی و آدم شدم           پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم
بار ديگر هم بميرم از بشر              تا برآرم از ملايک بال و پر
بار ديگر از ملک پران شوم              آنچه اندر وهم نايد آن شوم
پس عدم گردم عدم چون ارغنون      گويدم انا اليه راجعون

هر سبزه که بر کنار جویی رسته است          گویی ز لب فرشته خویی رسته است
پا بر سر سبزه تا به خواری ننهی                 کان سبزه ز خاک لاله رویی رسته است

ادامه نوشته

دلایلی برای بچه دار شدن و نشدن

امروز یه مطلب جالب می خوندم که دلایلی خوبی برای بچه دار شدن و نشدن ارائه داده .
خوندنش خالی از لطف نیست
اگه این سوال از پدر و مادر بپرسید که چرا خواستید بچه دار بشید؟
اغلب جوابشون خلاصی یافتن از دست گیرهای فک و فامیل بوده متاسفانه!!!!
پ ن : چقد از آدما بخاطر گیرهای الکی اطرافیان زندگی خودشون رو دچار مشکل کردن!!!
خواهرم تعریف می کرد که استادشون میگفت اگه ازدواج کردید حتما بعد از 5 سال بچه دار بشید چون اونموقعه اینقد از هم دیگه شناخت پید کردید که احیانا اگر به مشکل برخوردید یکی دیگه قربانی شما ها نشه البته بماند که خیلیا برای تدوام بنیان زندگیشون بچه دار میشن اونم واسه خودش مطلبیه .

ادامه نوشته

روز جهانی بدون شلوار!!!

فردا روز جهانی بدون شلوار هستش!!
کلی آدما بدون شلوار سوار مترو میشن یا تو خیابونا قدم میزنن !!!
چه دل خجسته ای دارن این فرنگیا !!!
از بعضی هاشون پرسیدن هدفتون واسه این کار چی بوده ؟
گفتن ما می تونیم بدون اینکه همدیگر رو بشناسیم یه تیم بشیم و هدفی مشترک رو انجام بدیم .
و احساس آزادی داشته باشیم و در ضمن مردم رو بخندونیم !!!
پ ن : برای مشاهده تصاویرش لطفا تو گوگل این روز رو جستجو کنید

مزیت مهم رئیس بودن!!!!

رئیس شرکت بودن یه مزایا خیلی مهم داره !!!
اونم اینکه اگه شب قبل از اینکه بیای شرکت با همسرت دعوات بشه!!!
می تونی دق دلیت رو رو سر کارمند بیچارت خالی کنی !!!!
امروز تو شرکت همین اتفاق بین رئیسمون و یکی از بچه های شرکت افتاد!!!
همکارم حرف خاصی نزد اما عکس المعل اشون خارج از انتظار بود.
بعضی موقعه ها این انتقال واکنش ها عینه یه زنجیره به اطرافیان از قبیل همسر و فرزند منتقل میشه !!!
تو این ماجرا نفر آخر مغمومه که سرش بی کلاه میمونه!!
البته من می تونم به نفر آخر پیشنهاد بدم یه کیسه بوکس بخره !!!

سالی که گذشت....

ما آدما برای اینکه حساب زمان از دستمون نره یه مقاطعی رو تعیین می کنیم
برای شمارش مثه روز,ماه,فصل و سال
بعضی از این مقاطع میشه یه نقطه عطف و بهونه ای برای شاد بودن
و امروز هم اولین روز از سال جدید میلادی هستش
امسال کلی اتفاق رخ داد از حوادث خوب گرفته تا حوادث بد و ناخوشایند.
اون چیزایی که تو ذهنم بود و تو مرورشون از دست ندادمشون در قالب یه عکس گنجوندم .

همیشه میشه آرزو کرد !!
میشه آرزو داشت تا سالی بهتری در پیش روی زمین و زمینیان باشه .



تئاتر

نمیشه هیجان و جذابیت فیلم های سینمایی و یا سریال ها رو منکر شد
همه جور آدم توی تخصص های جور واجور جمع میشن تا در آخر یه کار خوب حاصل بشه.
اما
در این بین تئاتر جذابیت خاص خودش رو داره !!
میگن پیشینه تئاتر به رقصهای اولیه بشر به هنگام جادوی طبیعت و حیوانات باز می‌گرده.
بشر با انجام این حرکات نمایشی سعی در تسخیر نیروهایی داشت که هدایتشان در دست او نبود.
تئاتر واژه‌ای  یونانیه در لغت به معنای چیزی که به آن نگاه می‌کنند.

گرچه تو تئاتر از افکت هایی که تو سینما بکار میره خبری نیست و هرچی که هست تو صحنه اس
و فقط حرکات بازیگران , افکت های موسیقی و نورپردازی جلب توجه خاصی میکنه
اما جذابیت خاص خودش رو داره. و حتی بعضی از افراد تئاتر رو به سینما ترجیح میدن


و چیز جالبی که در تئاتر هست اینکه
بازیگر تئاتر بودن خودش حس و حال خاصی داره
می تونی انرژی خودتو به طرز خاصی تخلیه کنی
به راحت داد بزنی ورجه وجوهه داشتی باشی!!!

دیروز رفته بودم تئاتر
هوس کردم برم بازیگر تئاتر بشم
الان یادم اومد تو مسافرتی که با دوستان رفته بودیم
برگشتنی تو مینی بوس پانتومیم بازی می کردیم
پس می تونم تو رزومه ام بنویسم پانتومیم کار کردم

دیکتاتوران هنرمند !!!

یه مطلبی می خوندم که توش می گفت بوده اکثر دیکتاتورها هنرمند بودن
شاعر, نقاش , رمان نویس , بازیگر و...
مثلا هیتلر نقاش بود که من همین
چند وقتش نقاشی هاشو دیده بودم تعجب کردم واسه هیتلر بوده 
به کسی می خورد که دارای روح لطیفیه
صدام رمان عاشقانه نوشته  که اسمش "سبیبه و پادشاه" بود
موسولینی مردم را یک توده ارزشمند مادی می‌دانست که باید به آن شکل داد.
(این باید ها تو جملات دیکتاتور ها خیلی به چشم می خوره یه جوریکه خیلی دوست دارن
به بقیه دیکته بگن بقیه از روی این نسخه عمل کنن.)
نرون قیصر خونریز روم اصلاً خودش را "هنرمند" می‌دانست.
او در کنار قتل، هنرمندی هم می‌کرد، در تئاتر بازیگری می‌کرد و شعر هم می‌گفت.
حتی برای شرکت در بازیهای المپیک به یونان رفت و یک سال تمام بیشتر وقتش به کار تئاتر صرف شد.
شاید این خودشیفتگی اونا باعث بوجود اومدن چنین شخصیتی از اونا شده
یا میشه گفت اونا خیلی آرمانگرا بودن
یا تفکرات خودشون رو یه ایدئولوژی بی نقص می دونستن کسیکه صلاح همه رو می دونه
و هیچ تفکری بغیر از این تفکر پذیرفتنی نیست
ولی دلیلش هرچی باشه تامل برانگیزهه

خلاصه نویسنده تو آخر مطلب یه نقل قول از هانا آرنت اورده بود که اونم جالبه
"مستبد به گفته هانا آرنت از عوامل ایدئولوژیک موجود یک دنیای خیالی می‌سازد و سپس می‌کوشد
با ترور آن را حفظ کند . از لحظه معینی ترور حاکم فقط علیه دشمن نیست،
بلکه علیه واقعیتی است که این دنیای خیالی را تهدید می‌کند.
ترور مانند یک پوسته محافظ جلوی نفوذ واقعیت را می‌گیرد و امکان فکر کردن را از مردم سلب می‌کند"
و همچنین یه جایی تو مطلبش ذکر کرده "دیکتاتور ها آدمای خودساخته ای بودن که تو دوران کودکیشون
رنج زیاد کشیدن "
میشه گفت شاید این عقده ها و حقارت باعث بوجود آمدن اینجور آدما شده !!!
این قدرت توجیه مسائل که در خودش نیروی مخربی داره که
به هرچیزی معنی خاص معنا کننده رو می بخشه
هر چه که هست خیلی بحث برانگیزه