ناشناخته ها
چند وقت پیش یه مقاله می خوندم که میگفت :
تو کشورهایی که دیکتاتوری برشون حاکمه یه کاری می کنن
که زن و مرد برای همدیگه ناشناخته باشن. در نتیجه هنگام انتخاب یکدیگر
فقط به مقوله شهوت برانگیز بودن توجه داشته باشند
و از درک زشتی و زیبایی واقعی عاجز باشند
و در غیر آن صورت در آینده خانواده هایی رو تشکلیل خواهند داد که
تاب استبداد را نخواهند داشت
و بنای آن خانواده براساس آزادی بنیان گذاشته خواهد شد .
دیکتاتور ها دوست دارن زیر دستاشون کاری به کارشون نداشته باشند
تا خودشون هر جوری و هر طوری بخوان زندگی کنن
انتقاد و آگاهی زیر دستان دیکتاتور ها براشون سم و پاشنه آشیل محسوب میشه
آخه میگن کار کردن با آدمای احمق آسونتره و راحت میشه بازیشون داد
و به هر سمت و سویی سوقشون داد!!!
تو کشورهایی که دیکتاتوری برشون حاکمه یه کاری می کنن
که زن و مرد برای همدیگه ناشناخته باشن. در نتیجه هنگام انتخاب یکدیگر
فقط به مقوله شهوت برانگیز بودن توجه داشته باشند
و از درک زشتی و زیبایی واقعی عاجز باشند
و در غیر آن صورت در آینده خانواده هایی رو تشکلیل خواهند داد که
تاب استبداد را نخواهند داشت
و بنای آن خانواده براساس آزادی بنیان گذاشته خواهد شد .
دیکتاتور ها دوست دارن زیر دستاشون کاری به کارشون نداشته باشند
تا خودشون هر جوری و هر طوری بخوان زندگی کنن
انتقاد و آگاهی زیر دستان دیکتاتور ها براشون سم و پاشنه آشیل محسوب میشه
آخه میگن کار کردن با آدمای احمق آسونتره و راحت میشه بازیشون داد
و به هر سمت و سویی سوقشون داد!!!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 0:37 توسط علی
|
قصه گفتن خيلی هم سخت نيست...