امروز صبح بانک بودم
داشتم کارای بانکیمو انجام میدادم که گفتگوی طرف کناریم با یکی دیگه نظرمو جلب کرد!!
داشت به شوخی می گفت الانه اگه زنت رو بکشی بهتره از اینکه مهریه اش رو بدی
دیدم درست میگه مثلا  بعضی ها مهریه اشون هزار تا سکه اس با یه حساب سرانگشتی میشه
هفتصد میلیون در حالیکه دیه میشه پنجاه میلیون
قبلنا خونده بودم که تو خارج از کشور هنگامیکه زن و مرد به خوان از هم جدا بشن
هر درآمدی که پس از ازدواجشون کسب کرده باشند نصف میشه.
این به نظرم معقولتر به نظر میرسه تا چیزیکه تو کشورمون انجام میشه
اتفاقا این قانون منطقی هم به نظر میرسه چرا که حق تساوی رو به مفهوم کامل میروسونه !!!
پ ن: با این تحولات و بالا پایین رفتن نرخ ارز و سکه بجای اینکه احوال همدیگرو بپرسیم
میگیم سکه چطوره؟
ارز چطوره؟
یه جوری شده که همه دائما به فکرشون هستند.
پ ن 2: امروز وبلاگم پنج سالیگشو شروع کرد قبلش نظر خاصی در مورد وبلاگ نویسی نداشتم و به قول دوست وبلاگیم محمد مهدی "وبلاگ نویسی را دوست نداشتم! آن را بیهوده می انگاشتم ولی گویا به رسم سرای سپنج من نیز در آن خواهم نوشت. " و حالا این نوشتن جسته و گریخته جزو یکی از عادت های خوبم شده .