یه کافی شاپی هست به نام کافی شاپ لیم که با دوستم میرم یه بار که رفته بودم یه کتابی بود به نام قدرشناسی یکی از صفحاتشو اتفاقی خوندم، گرچه معتقدم هیچ اتفاقی اتفاقی نیست.یه داستانی تو این کتاب بود که می گفت چند نفر از مسیح پرسیدند این کسی که نابیناست، دلیل نابیناییش بخاطر گناهانی که خودش مرتکب شده ؟ یا بخاطر گناهانی که خانواده اش مرتکب شده؟
مسیح پاسخ داد: به این مسله اینجوری نگاه نکنید، نگاه کنید این درد یا بیماری یا رنج چه موهبتی واسه این فرد نابینا داشته ...
بعد نویسنده کتاب توضیح داد خودم بخاطر پایین نامه و فشار کار تمام کردن پایان نامه دچار کمردرد شدم و یه ماهی افتادم تو خونه که اصلا نمی تونستم از جام بلند شم تو این مدتی که تو خونه افتادم این داستان مسیح رو به یاد اوردم و خواستم ببینم که این بیماری چه موهبتی برام داره؟ یادم نیست بعدش چی گفت ولی در ادامه گفت شما هم ده تا رنج بخاطر بیارین و ببینید چه موهبتی برای شماداشته برای منم پاسخ دادن به سوال جواب هایی جالبی برام آورد.
شما هم به رنج هاتون فک کنید ببینید چه موهبتی داشته؟ مطئمنم به جواب های خوبی میرسین...