اینجوریااااست !!!
از یکی پرسیدند به روح اعتقاد داری؟
گفت : نه
بهش گفتن حاضری یه شب رو تو یه خونه ای که روح ها هستن بگذرونی ؟
گفت : نه
گفتن چرا؟
گفت : نمی خوام نظرم عوض شه !!!!
پ ن 1 : این مطلب با ینکه طنزی توش نهفته اس ولی خیلی ها هستن که به خاطر اینکه با یه نظر جدید مواجه نشن نظراتشونو اینجوری حفظ می کنن با مراقبت از آرا قبلی اینو میشه گفت تحجر یا روبرو نشدن با یه آگاهی جدید
پ ن 2 : امیدوارم بتونم مثه سابق هی بیام بنویسم !!!
پ ن 3 : خیلی از آدما از چیزی که نمیدونن چیه می ترسن .. (به پیشنهاد دوست عزیز ضحی)
پ ن 2 : امیدوارم بتونم مثه سابق هی بیام بنویسم !!!
پ ن 3 : خیلی از آدما از چیزی که نمیدونن چیه می ترسن .. (به پیشنهاد دوست عزیز ضحی)
+ نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 14:40 توسط علی
|
قصه گفتن خيلی هم سخت نيست...