آمدیم تا بمانیم !!!
بعد از آخرین مطلبی که نوشتم یه تاخیر طولانی داشتم که به قول قوچ هنوز از خواب زمستانی بیدار نشدم.
بعضی موقعه ها گرفتاری های شغلی باعث میشه که بعضی از عادات آثرشون کم بشه و برن یه جایی گم بشن
میگن اگه بخای یه عادت جدیدی پیدا کنی و یا یه عادت قدیمی رو از بین ببری فقط سه هفته لازم داری و تو این سه هفته باید تحمل کنی تا بتونی یه تغییرات جدید داشته باشی
ماه اسفند ماهی بود که گرفتاری توش زیاد بود .
از بابت تاخیر نا خواسته از دوستان عذر می خوام و سعی می کنم برگردم به عادت قبلی و دوباره تشویشات ذهنیم رو بنویسم برای شما دوستان عزیز .
بعدا نوشت : چند وقتی است نه شعرمان می آید نه نوشتنمان ، بهار مارا شاعرتر می کند ولی کلمات در حوالی ما زمستان می شوند (دیدم یه جورایی گویای حالم بود)
بعضی موقعه ها گرفتاری های شغلی باعث میشه که بعضی از عادات آثرشون کم بشه و برن یه جایی گم بشن
میگن اگه بخای یه عادت جدیدی پیدا کنی و یا یه عادت قدیمی رو از بین ببری فقط سه هفته لازم داری و تو این سه هفته باید تحمل کنی تا بتونی یه تغییرات جدید داشته باشی
ماه اسفند ماهی بود که گرفتاری توش زیاد بود .
از بابت تاخیر نا خواسته از دوستان عذر می خوام و سعی می کنم برگردم به عادت قبلی و دوباره تشویشات ذهنیم رو بنویسم برای شما دوستان عزیز .
بعدا نوشت : چند وقتی است نه شعرمان می آید نه نوشتنمان ، بهار مارا شاعرتر می کند ولی کلمات در حوالی ما زمستان می شوند (دیدم یه جورایی گویای حالم بود)
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 1:8 توسط علی
|
قصه گفتن خيلی هم سخت نيست...