زیستن
این چند وقته نوشتنم نمیومد هرکاری می کردم نمی شد الانشم نمی دونم چی بنویسم همین جوری دارم می نویسم تا یه چیزی یه موضوعی بیاد اما نمی شه به قولی نوشتنم باید خودش بیاد !!!
تو این مدت از همه بروبکس بابت سر زدن به وبلاگم . کامنت گذاشتنتون ممنونم !!! هوارتا!!!
اگه یه روزی بعد از صد و بیست سال از این دنیا رفتیم چطوری به خواننده وبلاگ خبر بدیم نیستیم شاید تو وصیتنامه (لازم بودن وصیتنامه رو الان می تونم حس کنم )یوزرنیم و پسورد هامون بدیم به یکی (مثه یه دوست ) تا بعد از مرگمون بیاد آخرین آپدیت و آخرین پست وبلاگ بذارهه تا خواننده ها تکلیفشون مشخص بشه !!! یه جورایی اینترنت و این دوست عزیز باعث بشه که نسخه آنلاین ما وبلاگی ها صحیح و سالم و زنده بمونه!!!
پ ن ۱:
"زندگی چیزی نیست که انسان از سر می گذراند ، چیزی است که انسان به یاد می آورد و این که چگونه آن را برای بازگفتن به یاد آورد.
گابریل گارسا مارکز
گابریل گارسا مارکز
"
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۸۹ ساعت 1:25 توسط علی
|
قصه گفتن خيلی هم سخت نيست...