تو عالم خودش بود و دستش تو دماغش بود !!
در همان حال دید یکی دیگه داره دستشو تو دماغش میکنه پیش خودش گفت : عجب آدم حال بهم زنیه تو جمع داره دستشو تو دماغش میکنه !!
در همان حال دید یکی دیگه داره دستشو تو دماغش میکنه پیش خودش گفت : عجب آدم حال بهم زنیه تو جمع داره دستشو تو دماغش میکنه !!
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم مهر ۱۳۸۹ ساعت 1:50 توسط علی
|
قصه گفتن خيلی هم سخت نيست...