تو سوالات بی جوابم غوطه می خورم !!
به خودم میگم :
تو که می دونی که سوالاتت بی جوابن !
چرا باز می پرسی ؟
بهش میگم :
می دونم .
اما چی کار کنم .
بی جوابی هم یه جور جوابه .
به دلم میگم : بپرس
ولی من جوابی برای سوالات ندارم !
اما !
بازم تو بپرس !!
نمی خوام فراموشم کنی !
می خوام بدونم که هستی !
این برام کافیه !!
امیدوارم اینم برات کافی باشه !!
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 15:1 توسط علی
|