به غیر از این آمد و شد پر تقلای کسالت بار زندگی دلیل دیگری برای زیستن وجود دارد ؟
چه چیزی می تونه به این زندگی طعم و بوی خاصی بده؟
اغلب کسانیکه می شناسیم حتی خودمون رنج آموختن رو در حدی فراتر از یادگیری ساده ترین حقایق به خود هموار نمی کنیم !!!
آموختیم که چگونه برای رسیدن به غذا تلاش کنیم و برامون تنها غذا خوردن اهمیت داره تا چیزای دیگه پرداختن به مسایل دیگه خوبه اما برای ما خوراک نمیشه دلیل زندگی فقط غذا خوردنه ، رسیدن به قدرت ،س ک س ، حکومت کردن به افراد دیگه ، شکوه و عظمت و تو این چیزا می بینیم ولی اگه یه لحظه فکر کنیم که اگه فقط دلیل اومدن و رفتن های چند باره هریک از ما آدم ها به این دنیا فقط اینا باشه خیلی مسخره جلوه می کنه ... عشق ورزدیدن به همنوع یاد دادن و یاد گرفتن بخشیدن و نه انتقام گرفتن شاید اینا بتونه طعم زندگیو عوض کنه البته اگه انسان ها تلاششون این باشه.
شاید این بشر بی تقصیرهه که محکوم به انجام دادن این امور شده !!! یدفعه و یهویی چشو شو باز میکنه می بینه تو یه جای اسرار آمیز قرار گرفته اگه دیر بجنبه کلی حوادث اتفاق افتاده تا بیاد بفهمه از کجا خورده از بین رفته !!! حالا باید بقاشو حفظ کنه قانون طبیعت میگه ضعیف از بین میره و قوی میمونه (اگه اینطور نبود باید دایناسور ها الان هم در کنارمون زندگی می کردن.) حالا باید بغیر از حیوانات و بلایای طبیهی و کنار اومدن با اینا باید همنوع خودشو هم تحمل کنه . اجتماعی بودن باعث میشه که با همنوعش کنار بیاد (حالا حس غریزی تمایل به جنس مخالف و س ک س بماند که باعث میشه تنها زندگی نکنه!!) اجتماعی بودن و تعامل داشتن با یکدیگر باعث میشه که رهبری بوجود بیاد . یکی رهبر بقیه میشه و بقیه تحت امر اون قرار میگرن .
من درست میگم هر کاریکه من انجام میدم درسته !! (اینا میتونه تو مخیله یه رهبر برسه )
همه ما دوست داریم کسی از اما انتقاد نکنه هیچ مخالفی هم نداشته باشیم
یک لحظه تصور اینکه هیچ مخالفی نداشته باشیم و همه از ما اطاعت کنن شاید خوشایند باشه
اگه اینارو بعنوان یه آرمان در نظر بگیریم و تصمیمون این باشه که مخالفا رو حذف کنیم (اگه بشر یه لحظه استاپ میزد و طرز تفکرشو اصلاح میکرد که پیشرفت جمعی بهتر از پیشرفت فردیه و تعامل داشتن با یکدیگر و پذیرفتن افکار مختلف بنفع خودش هم هست ) همین طرز تفکر گریبانگیرمون خواهد شد و در نتیجه قطعا یه نفر بالاتر از ما پیدا میشه همین بلا رو سر خودمون میاره . متاسفانه از درک این نکته غافلیم که کارمای اعمالمون گریبانگیرمون خواهد شد .
از همون ابتدای تاریخ همه این مسایل اینه یه چرخه داره تکرار میشه و بشریت از این مسایل درس نمی گیره زندگیه مثه یه کلاس درس میمونه بالاخره بشر باید این درسا رو پاس کنه کی پاس کنه ؟!! معلوم نیست . (اگه پاس نکنه هی مجبور بیاد و بره!! )
از اشتباهات درس نگرفتنو و تکرار کردن خطا ها اینه یه ویروسه که به جان بشریت افتاده و انگار هیچ آنتی ویروسی قادر به پاک کردنش نیست .
تو این دنیا از تنها مسئله ای که میشه مطمئن بود اینکه جنگ وجود خواهد داشت ، جنگ های کوچکیو بزرگ و بزرگش میتونه جنگ جهانی سوم باشه و به نظرم هیچ احتیاجی هم نیس که نوسترداموس بیاد این جنگ پیش بینی کنه!!
ذات بشر اینا رو پذیراست همه آدما هی خوب میشن و بد میشن و اون موقع هایی که کار بد انجام میدن میدونن کاروشون هم بده ولی تمایلاتشون باعث میشه که چشمشون بروی کارای بدیکه انجام میدن بندنو، بگن می دونم کارم بدهه ولی انجام میدم!! (بعضی هاشون شاید بگن متاسفم!! )
گریزی از ین گزیر ها نیست.
شاید زمانی فرا برسد که آدم آدم شود.