I'm living in Heart of Darkness
I'm looking for brightnes
Destiny put me Here
I'm asking Why
Why life is miserble
Why sombody kill somebody for their benifits
world is bigger than all of us
my desire is your desire
I'm hopping to find my answer
but nobody give me an answer
come with me make fire to kill darkness
come with me
believe me
world is bigger than all of us
the man inside me told me
come with me
i'm looking light in darkset to reach another world
my desire is your desire
come with me
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 0:6  توسط اتوپیا
|
من شهادت می دهم!
من آن جا
بودم.
آن جا بودم
رنج بردم و آن چه را
که شاهد بودم،
در خاطر زنده نگه خواهم داشت.
اگر کسی نباشد
که به یاد داشته باشد،
من هستم، که شهادت بدهم.
حتا اگر که دیگر چشمی هم بر روی زمین نباشد
من هم چنان خواهم دید،
و نبشته برجای خواهد ماند، این جا
آن خون.
شعله آن عشق
هم چنان این جا خواهد سوخت.
هیچ فراموشی در کار نخواهد بود: سروران من
و از لای دهان له شده ام
آن دهان ها، سرود خواهند خواند
هم چنان!
پابلو نرودا
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 23:42  توسط اتوپیا
|
همین جوری !!!
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 14:11  توسط اتوپیا
|
جنگ در نهايت يعني آدمکشي مجاز. وقتي آدمايي که راس کارن، گير ميکنن و ديگه نميدونن چه سياستي رو پياده کنن و مشکلات اقتصادي رو چه جوري حل کنن، از پشت پستو عروسک ميهنپرستي رو در ميآرن. کفش و کلاهش هم ميکنن تا مترسکشون جورِ جور شه: آخه مترسک ميهنپرستي يه پاپوش به اسم دشمن خوني و يه سرپوش به اسم شهامتطلبي لازم داره. معلومم هست که بعدش همهشون ميگن راهشون راه حقه و پاي خداهاشونو ميکشن وسط. آخر سر هم اين پدرا و مادرا و بچههاي از دنيا بيخبرن که بايست تاوان جنگ رو بدن. جناب آقاي ارتشبد هفت تا مدال و يه ملک اربابي ميگيره، اونوقت بازماندههاي بينواي کشتهها اگه سه مارک ماهونهاي که بابت از دست دادن باباشون ميگيرن نباشه، کارشون ساختهس
نقل از کتاب: بعضيها هيچوقت نميفهمن – نشرافراز
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 18:44  توسط اتوپیا
|
شاید در باورهای زردشتی خوندم که احساساتی مثل خشم ، آز ، رشک و ... به دیو های برای انسانها تعبیر شده بودند.
دیوهایی که در کنار خرد و تحت حاکمیت آن در قلمرو روح بزرگ آدمی می زیند و گاهی سر به شورش و نافرمانی برمیدارند و گاهی توسط خرد و عقل به بند کشیده می شوند.
همه چیز همین جاست در درون آدمی نبرد دیر پای نیکی و بدی و شاید نوعی همزیستی آنان.
+ نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 20:35  توسط اتوپیا
|
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 10:41  توسط اتوپیا
|
اگر انسان ها در طول عمر خويش ميزان كاركرد مغزشان يك ميليونيوم معده شان بود اكنون كره زمين تعريف ديگري داشت.
انيشتين
+ نوشته شده در شنبه نهم خرداد 1388ساعت 23:14  توسط اتوپیا
|
زندگی سخت نیست
بعضی ها زندگی رو برای خودشون سخت می کنند
شاید یک لحظه فرصت لازم باشه تا فکر کنن که چرا اینجوری زندگی می کنن
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 11:57  توسط اتوپیا
|
زندگی هنر نقاشی کردن است بدون استفاده از پاک کن.
سعی کن طوری زندگی کنی که وقتی به گذشته بر می گردی نیازی به پاک کن نداشته باشی.
نمی دونم از کیه ولی جمله جالبیه !!!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 21:42  توسط اتوپیا
|
می گوییم آنچه را که بدان اعتقاد نداریم
عمل می کنیم به آنچه ... داریم
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 23:46  توسط اتوپیا
|
همیشه اتفاقات خوب یا بد موقعی رخ میدند که اصلا انتظارشو نداری
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 11:42  توسط اتوپیا
|
وقتي انسان اطمينان چنداني به خود ندارد ديگران نيز انتظار زيادي از او نخواهند داشت.
+ نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 11:51  توسط اتوپیا
|
گفته میشود که انسانها تنها از 10 درصد قدرت فکر خود استفاده میکنند و تفاوت بین نوابغ و افراد معمولی تا حد زیادی به این مسآله برمیگردد.
با بهکارگیری 64 روشی که در ذیل شرح داده شده میتوانید میزان یادگیری خود را چند برابر کنید. توصیه میشود این روشها را با فونت بزرگ چاپ کرده و روی دیوار اتاقاتان نصب کنید طوری که هر روز آن را ببینید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 14:5  توسط اتوپیا
|
میتونی به خودت بقبولونی که هر چیزی که تو اطرافت رخ میده یه نشانه برای توست یا می تونی بقبولونی که هیچ نشانه ای نیست برای تو.
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 19:10  توسط اتوپیا
|
حتی یکروز حتی یکساعت حتی یک دقیقه حتی یک لحظه .......
کاش براش وقت می ذاشتم آخه می خواست بدونه کیه؟! چیه ؟!
خودمو میگم !!!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 1:44  توسط اتوپیا
|
Things I want to Remember
Things I dont want to Remember
All Above Its my LIFE
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 2:30  توسط اتوپیا
|
I was childish and unfair
To you, my only friend
I regret, but now it's too late
I can't show you any more
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 15:30  توسط اتوپیا
|
اگه همه آدما خوش بودنو هیج مشکلی تو زندگی نداشتن چیزی به نام فلسفه بوجود نمی اومد
فلسفه رو بوجود اوردیم تا بتونیم چیزای نا خوشایند و توجیه کنیم !!!
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 1:41  توسط اتوپیا
|
چشاتو ببند و بی خیال اتفاقات ناخوشایند دور ورت بشو شاید اینجوری طعم زندگی بهتر بشه یا بقولی احمق بودنو راحت بودن !!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 1:4  توسط اتوپیا
|
کبک ها موجوداتی جالبی هستن فکر می کنن با فرو بردن سرشون تو برف همه چی حل میشه!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 18:24  توسط اتوپیا
|
این سوالی که حداقل یکبار از خودمون پرسیدیم.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 0:31  توسط اتوپیا
|
كيتارو در سال ۱۹۵۳ با نام واقعى «ماسانورى تاكاهاشى» در ژاپن به دنيا آمد. پدر و مادر او مانند اغلب ژاپنى ها پيرو آئين شينتو، مذهب ارواح پرستى بودند. كيتارو در دبيرستان به موسيقى سل(موسيقى مذهبى سياه پوستان)، ريتم و بلوز علاقه مند شد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 21:6  توسط اتوپیا
|
چرا همه چی برعکسه وقتی لباس گرم میپوشی هوا گرم میشه وقتی لباس گرم تنت نمی کنی هوا سرد میشه یا اگه ماشینتو ببری کارواش فرداش بارون یا برف میاد
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 2:3  توسط اتوپیا
|
هنگام که صبح زود
سر کار میروی
هنگام که با دلواپسیهایت
در ایستگاه ایستادهای:
نشانت میدهد شهر
به صافی قیر خیابان
میلیونها صورت
در کانالهای انسان
دو چشم غریب، یک نگاه کوتاه،
ابرو، مردمک، پلکها –
چه بود؟ شاید شانس زندگیت...
گذشت، به باد رفت، دیگر نمیآید.
از هزاران خیابان
میگذری در عمرت؛
میبینی در راه
که بردهاند از یادت.
چشمی سلام میکند،
جان به طنین میآید
پیداش کردی، اما
برای چند ثانیه تنها ...
دو چشم غریب، یک نگاه کوتاه،
ابرو، مردمکها، پلکها –
چه بود؟ کسی زمان را برنمیگرداند...
گذشت، به باد رفت، دیگر نمیآید.
باید در راهت
از شهرها بگذری؛
با هر تپش قلبت
غریبهای را میبینی.
شاید یک دشمن باشد،
شاید یک دوست باشد،
شاید رفیق
همرزمت باشد.
به روبهرو مینگرد
و پیشی میگیرد...
دو چشم غریب، یک نگاه کوتاه،
ابرو، مردمکها، پلکها –
چه بود؟
از هستی انسانی تکهای
گذشت، به باد رفت، دیگر نمیآید.
کورت توخلسکی - مترجم: سهراب مختاری
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 1:47  توسط اتوپیا
|
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 21:25  توسط اتوپیا
|
امروز یکی از دوستان بعد از مدتها زنگ زده بود بعد از کلی احوال پرسی و چاق سلامتی فهمیدم یه جای کارش گیره که یاد من افتاده !!!
تو این موقعاس که آدم قدر دوستای خوبش میدونه نه اونایی که خودشون دوست صمیمیت میدونن و با چرب زبونی میخان کاراشونو پیش ببرن!!! و پیداشون نمیشه تا دوباره .......
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 23:57  توسط اتوپیا
|
به نظرم این سوال قشنگیه در موردش فکر کنیم بد نیس !!!!
اگر آنچه باید نیستی چه فرقی میکند که کیستی؟
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 1:32  توسط اتوپیا
|
حوالی شهر آسکونای سوییس مرد مقدس مابی زندگی میکنه که همه موجودات اعم از خزنده و پرنده رو دوس داره خوب اما این آقا ماهیگیری رو هم خیلی دوس داره گاهی وقتا دم رودخانه لانگن زن میشینه پاشو تاب میده و چوب قلاب رو محکم تو دستش می گیره به آب نگاه می کنه و مشغول دعا میشه و دعا میکنه که هیجکدام از ماهی ها به دامش نیفتن آخه وقتی اونا به قلاب گیر می کنن و دست و پا می زنن یه عالمه زجر می کشن اونم اینو دلش نمی خاد برای همین پشت سر هم دعا های پرسوز و گداز نثار خدای مهربون ماهی های رودخونه می کنه خدایا نذار هیجکدام از این ماهی ها طعمه صیدم بشه بعد باز به ماهیگیریش ادامه میده .......
مساله ماهیگیر متدین مثل خیلی از آدماس و یک سمبل به حساب میاد
و میشه گفت موفق ترین آدما به حساب میان جون موفق شدن ایده آل های روحانیشونو با خواهش های دنیویشون یکی کنن !!! و این کار هرکس نیس برای ماهی ها این مساله علی السویه هستش ولی برای ماهیگیر متدین خیلی توفیر داره آخه اون حالا هم ماهی رو داره و هم آرامش خیال رو داره و اینکه اینجور آدما در کنار رودخانه هستی میشینن و پاهاشون تاب میدن قلاب ماهیگیر رو تو آب نگاه میدارن تا موفقیت صید کنن اما اگه زرنگ باشن در همون حال دعا هم می کنن .
فاحشه های متدین نظامی چی های دموکرات و روزنامه نگاران دنبال حقیقت و ...
همشون دنبال صیدن و دعا می کنن
از کتاب بعضی ها هیچ وقت نمی فهمنند
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 1:22  توسط اتوپیا
|
آن واژه كه بر كاغذ نوشته درآمد
باقی نيست
آن واژه باید چون تندباری بر زمين ببارد
ادامه يابد
زندگی كند .
به هيچ روی مهم نيست كه ستايش
بر لبه فنجانی بريزد
اگر كلمات، روشنايی شوقی در شراب باشند .
اين واژه ديگرباره هجاهای گنگ نمی طلبد
صخره دريايی چه چيز را تداعی خواهد كرد؟
يك خيابان واهی را .
واژه هيچ نمی خواهد
جز آنكه كسی برای تو آن را بنويسد
و اكنون، گرچه اين عشق مسكوتش می گذارد
ليك بعد ها
بهار، تلفظش خواهد كرد .
پابلو نرودا
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 2:6  توسط اتوپیا
|
برتراند آرتورویلیام راسل (زادهٔ ۱۸ می ۱۸۷۲ - درگذشتهٔ ۲ فوریه ۱۹۷۰). ریاضیدان، منطقدان و فیلسوف بریتانیایی بود که آثارش در مورد تحلیل منطقی، فسلفه در قرن بیستم را تحت تاثیر قرار داد. برتراند راسل که موفق به کسب جایزهٔ نوبل نیز شد، در گفتاری کوتاه با عنوان « چگونه از عقاید احمقانه بپرهیزیم؟»، به روشنی به آسیب شناسی آفات تعصب، جزم و جمود، پیشداوری و .... در باورهای آدمی می پردازد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 12:58  توسط اتوپیا
|